تبلیغات
منطق،معمار اندیشه - نقد آخر

نقد آخر

چهارشنبه 6 بهمن 1389  11:51 ب.ظ

 

بر فرض پذیرفتیم كه شرطی سینوی با هیچ یك از چهار شرطی یاد شده مطابقت نمی‌كند ...... این دلیل نمی‌شود كه ما به عنوان میراث‌داران ابن‌سینا، خونجی، خواجه نصیر و دیگر بزرگان این مرز بوم، به بحث از مطالب ایشان به "زبان طبیعی" بسنده كنیم و هر گونه تلاش برای تطبیق شرطی‌های قدمای خود را با شرطی‌های منطق جدید از پیش محكوم به شكست بدانیم.

این بخشی از مطلب دکتر فلاحی در مطلب معنای «عناد» و «منع جمع» است که اخیرا در وبلاگ ایشان منتشر شده است. در این راستا یادآوری نکاتی چند را لازم می دانم:

1-      شناخت دقیق هر پارادایم و معیارها و ممیزات آن شرط لازم برای داوری در مورد آن پارادایم است

2-      تلاش برای صورت بندی یک پارادایم الزاما به معنی صورت بندی آن پارادایم بر اساس معیارهای پارادایم دیگر نیست.

3-      نگریستن به یک پارادایم با عینک پارادایمی دیگر ممکن است به مانعی جدی برای ارزیابی دقیق آن پارادایم تبدیل شود.

4-      تا وقتی راه برای حکم به سازگاری و مغالطی نبودن یک پارادایم بسته نشده است نباید به ادنی مناسبت ممکن  به متناقض بودن و یا مغالطی بودن آن پارادایم  حکم کنیم

5-      هیچ تلاشی برای بحث های تطبیقی با توفیق همراه نیست مگر آنکه مبتنی بر شناخت دقیق پارادایم های مورد بحث و ممیزات و معیارهای آنها باشد.

آیا این توصیه ها به این معنی است که هر تلاشی برای تطبیق دو پارادایم مثلا منطق شرطی قدیم با شرطی های منطق جدید  از قبل محکوم به شکست است؟

یا به این معنی است که نباید درارزیابی استدلال های یک نظام منطقی یا حتی استدلالی از یک نظام به عنوان نمونه بررسی مغالطی بودن یا نبودن استدلال مورد بحث از ابن سینا ،  قبل ازتحقیق در مورد اتفاقی بودن یا عنادی بودن منفصله مورد بحث و نیز قبل از تحقیق در مورد حقیقیه بودن یا مانعة الجمع بودن یا مانعة الخلو بودن آن و نیز بدون درنظر گرفتن تفسیر ابن سینا از منع جمع،  به صورت بندی آن استدلال - که در پارادایم منطقی ابن سینا مطرح شده است - براساس پارادایم خونجی و تفسیر وی از منع جمع مبادرت ورزیم و دراولین تفسیرممکن به مغالطی بودن آن حکم کنیم؟

 آیا اگر قبل از روشن شدن این مباحث به صورت بندی استدلال یاد شده بر اساس منطق جدید مبادرت می کردیم  ماهیت استدلال ابن سینا در پارادایم خودش آشکار می شد. درخواست استفاده از زبان طبیعی تا رسیدن به یک موضع مشترک برای جلوگیری از این شتابزدگی ها بود نه به  خاطر مخالفت با بحث های تطبیقی در قالب نظام های منطقی جدید .

اما  اکنون که روشن گردیده است که

    الف)  شرطی های منطق قدیم با هیچ یک از شرطی های مادی و اکید منطق جدید منطبق نیست.

ب‌)     بحث تلازم در شرطیات منطق قدیم مختص به لزومیات و عنادیات است.

ج‌)     استدلال ابن سینا بر فرض حقیقیه بودن منفصله مورد بحث مغالطی نیست.

د‌)       استدلال ابن سینا بر اساس  تفسیر خودش از منع جمع ، که بنابرآن ناممکن بودن یکی از دو طرف فصل مانع عنادیه بودن منفصله درمثال نقضی پیشنهاد شده قبلی می شود، در پارادایم خودش مغالطی نیست حتی اگر منفصله، مانعة الجمع باشد.

ه‌)       مثال قبلی فلاحی حتی در منطق ربط و منطق استنتاج نیز  بنا به اعتراف ایشان تامین کننده مثال نقض نیست.

  ضمن  تحسین روحیه علمی دکتر فلاحی متذکر می گردم  اولا ترجمه مثال نقضی جدید منعکس کننده بیان گرامری آن نیست زیرا "هرگز چنین نیست" در ترجمه به "چنین نیست هرگز" ترجمه شده است. ثانیا در منطق ابن سینا عناد در جمع به معنی استلزام میان مقدم و نقیض تالی و نیز استلزام میان تالی و نقیض مقدم به نحو لزومی است و این لزوم نه معادل استلزام اکید منطق جدید است و نه معادل استلزام مادی منطق جدید، بلکه لزومی منطق قدیم است که بنابر آن تالی باید از لوازم مقدم باشد بدین معنی که اگر مقدم امرمحالی است تالی نیز باید امر محالی باشد و بالعکس اگر تالی امر محالی است مقدم نیز باید امرمحالی باشد تا لزوم برقرار باشد. بنابر این در مثال:

همواره حسن یا ریاضی‌دان است یا (هم ریاضی‌دان است و هم نیست)

_______________________________________________________

هرگز چنین نیست كه حسن یا ریاضی‌دان نیست یا (هم ریاضی‌دان است و هم نیست)

براساس منطق ابن سینا  "حسن هم ریاضی دان است و هم نیست" با هیچ گزارۀ ممکنی قابل جمع نیست. به عبارت  دیگر بر اساس منطق ابن سینا " حسن هم ریاضی دان است و هم نیست" به نحو لزومی نه مستلزم "حسن ریاضی دان است" می باشد و نه مستلزم " حسن ریاضی دان نیست".  و بالاخره اینکه سخن  فلاحی  مبنی بر اینکه دومی مستلزم نقیض اولی است بر اساس استلزام مادی درست است نه براساس لزومی منطق قدیم و شروط صدق آن. پس این مثال هم تامین کننده مثال نقض نیست.

و بالاخره اینکه به گمان من نقیض سالبه کلیه مانعه الجمع ، مانعه الجمع نمی شود.

 


نوشته شده توسط: مرتضی حاج حسینی | آخرین ویرایش:پنجشنبه 7 بهمن 1389 | نظرات() 

حمید قاسمی
پنجشنبه 14 بهمن 1389 01:57 ق.ظ
این جمله که [بر اساس منطق ابن سینا " حسن هم ریاضی دان است و هم نیست" به نحو لزومی نه مستلزم "حسن ریاضی دان است" می باشد و نه مستلزم " حسن ریاضی دان نیست".] نشان می دهد که ابن سینا قاعده حذف عاطف را نمی پذیرد. اما این سوال مطرح می شود که قاعده حذف عاطف بدیهی است و چگونه ابن سینا این قاعده بدیهی را انکار می کند؟

در ضمن, از مباحثات شما با دکتر فلاحی نکات زیادی آموختم و امیدوارم این بحث ادامه داشته باشد.
پاسخ مرتضی حاج حسینی : در قضیه لزومی باید تالی از لوازم مقدم باشد از این رو اگر مقدم امر محالی باشد تالی فقط می تواند امر ی محال باشد که لازمۀ مقدم است.مثلا در مثال فوق می توانیم بگوییم اگر حسن هم ریاضی دان است و هم نیست پس هم می تواند مسایل ریاضی را حل کند و هم نمی تواند

اما پرسیدید ایا این مطلب در مثال فوق مستلزم انکار قاعده بدیهی حذف عطف است؟
منطق ابن سینا به زبان طبیعی است و تابع استلزامات معنایی در زبان طبیعی است نه تابع استلزامات منطقی در منطق محض . به عنوان مثال قاعده جابجایی در منطق جدیداز قواعد بدیهی است در حالی که در مثال حسن مسواک زد و به رختخواب رفت این قاعده کاربرد ندارد و معنا را دگرگون می کند.چون واو عاطف در زبان طبیعی گاهی علاوه بر عطف مفید تقدم و تاخر هم هست مانند مثال اخیر و گاهی مفید معیت است نه هر یک از دو طرف عطف به تنهایی مانند مثال اول و گاهی فقط بر معنای منطقی عطف دلالت دارد.
مجتبی سیفی
دوشنبه 11 بهمن 1389 04:07 ق.ظ
درود بر شما و سپاس از مطالب مفیدتان
پاسخ مرتضی حاج حسینی : از اظهار لطف و محبت شما صمیمانه سپاسگزارم
مجتبی سیفی
دوشنبه 11 بهمن 1389 04:05 ق.ظ
درود بر شما
مطالب وبلاگ را با دقت دنبال می کنم
منتظر مطالب بعدی هستیم
پاسخ مرتضی حاج حسینی : درود بر همه دوستداران منطق
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.